![]() |
![]() |
|
| دوستان |
|
اعتراف مي کنم آري آن بذر را من کاشتم اما ... خود جوانه زدُ سبز شدُ به گل نشست و قبل از آنکه تو آن
گل سرخ را از شاخه بچيني پروانه ها روي آن نشستند آن گلستان کار من نيست بي شک " جرم پروانه هاست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 23:30 توسط یلدا |
|
|
خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل
قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن قول داده ؟ ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هركار سخت و کمک تو كارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که اوجاودانه است و بس نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده زياد تو دست انداز نمون وقتی حس کردی به اون چيزی كه می خواستی نرسيدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد تو يه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده يادت باشه تو نمی تونی كسی رو به زور عاشق خودت کنی پس تنها كاری که می تونی بكنی اينه که شخصی دوست داشتنی باشی و در نظر مردم باارزش و شريف جلوه کنی بهتر اينه که غرورت رو بخاطر عشقت فراموش کنی تا عشقت رو به خاطر غرورت هيچ وقت يه دوست قديمی رو ترک نكن چرا که عمرا بتونی کسی رو پيدا کنی كه بتونه جای اونو بگيره |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 18:39 توسط یلدا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 20:35 توسط یلدا |
|
|
آيينه پرسيد که چرا دير کرده است؟؟؟ نکند دل ديگري او را اسير کرده است!!! خنديدم گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تاخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آيينه و گفت: احساس پاک تورا زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي! گفت خوابي سال ها دير کرده است... در آيينه به خود نگاه مي کنم آه... عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست ميگفت آينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است!!! اوبراي هميشه دير کرده است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 20:25 توسط یلدا |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 22:25 توسط یلدا |
|
|
باد دیوانه وار می وزد
برگ پاییزی از شاخه جدا می شود، سقوط می کند
و در کوره راه ها روی زمین کشیده می شود
آرزوهایش دارند جان می دهند
اکنون زمان خیس شدن زیر باران
و مدفون شدن زیر برف است
یک فانی که در ناکجا آباد ابدی
به زمستان محکوم شده
اکنون زمان دیدن آرزوهای محال در رویاهاست...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 22:20 توسط یلدا |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آذر 1387ساعت 10:4 توسط یلدا |
|
|
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند..
شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف !! شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه.. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند!! شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريال هاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن ! شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري! شهر هرت جاييه که موسيقي حرام است حرام! شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه! شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه ! شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي! شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار! شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي! شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ....!! شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه!! شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن!! شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي ..! شهر هرت جايي است که .......این شهر به نظرتون آشنا نیست؟!... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 21:7 توسط یلدا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 20:35 توسط یلدا |
|
|
شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب!
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگر رو مي شناسن! شهر هرت جايي است که همه بدهستند مگر اینکه خلافش ثابت بشه! شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه: دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند!
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند! شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر!! شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم زلزله زده چند چادر برپا کرد!
ادامه دارد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 20:27 توسط یلدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
محسن فقط به خاطر تو ساده دل ساز شكسته دانلود کلیپ و عکس از وینا |
|
RSS
|